همه دار و ندارم

همه دار و ندارم...

گفت: فقیرم.

گفتند: نیستی.

گفت: فقیرم! باور کنید.

گفتند: نه! نیستی.

گفت: شما از حال و روز من خبر ندارید.

و حال و روزش را تعریف کرد. گفت که چقدر دستهایش خالی است و چه سختی هایی شب و روز می کشد. ولی هنوز فقط نگاهش می کردند.

گفت: به خدا قسم که چیزی ندارم.

گفتند: صد دینار اگر به تو بدهم حاضری بروی و همه جا بگویی که از ما متنفری؟ از ما فرزندان محمد صلی الله علیه و آله

گفت: نه! به خدا قسم نه!

-"هزار دینار؟"

-نه! به خدا قسم نه!

-دهها هزار؟

-نه! باز دوستتان خواهم داشت.

گفتند: چطوری می گویی فقیری وقتی چیزی داری که به این قیمت گزاف هم نمی فروشی؟

"چطوری می گویی فقیری وقتی کالای عشق به ما در دارایی تو هست:"

خدا خیرت بدهد دوست من http://dideh.persianblog.ir

/ 0 نظر / 14 بازدید