باران

یکی دیدم درین بیابان که بارانی بود نامش

برین دل چتر مهربانی بود کارش

خودش می گفت که زمینی هست نامش

ولی هرچه دیدم آسمانی بود کارش

از بیابان رفت چون که می گفت سرد است نامش

من که فهمیدم لایق بیابان نبود کارش

او خود به خوبی فهمید معنی باران باران نامش

ای بیابان بنشین و زار نزن ببین کارش

/ 2 نظر / 44 بازدید

in sher mohtavash zibast, yani tabiresh ,tafsiresh,tashabohash khube ,vali vazno ahang nadare. mavafagh bashid