دلم گرفته

با وارد شدن به دنیایی که تصورش هم بسیار برایم سنگیم بود

با واقعیت هایی آشنا شدم که تاب تحمل پذیرشش را ندارم

همه اینها از یک طرف تنهایی هم از طرف دیگر مزید بر دردهایم

تا بحال اگر می شنیدم کسی مشکل جسمی بدی دارد بیمار است به خودم می گفتم آه چه درد بزرگی

ولی الان می فهمم که دردی بزرگتر هم وجود دارد که تا باهاش درگیر نشی به چشم دل نبینی نمی فهمی

دلم خیلی گرفته وحشتناک دلم گرفته قلبم در حال جدایی از سینه هست

ای کاش بود کسی که آرامم کند دستهایش را روی قلبم بگذارد

نمی دونید چقد قشنگه وقتی مثل بچه ها گریه کنی

/ 0 نظر / 24 بازدید