اول بعدی را بخوان بعد این را بخوان بعد هم اگر مسلمانی شیعه هستی بسوز

غارت یک محموله‌ی اضطراری کمک به مردم پاراچنار

یک کامیون بزرگ حامل کمک‌های اضطراری و طیور زنده برای مردم تحت محاصره‌ی پاراچنار، توسط طالبان پاکستان به یغما رفت.

به گزارش رزمنده‌گان مقاومت از پاراچنار، روز گذشته -سه‌شنبه ۲۸ دی- یک کامیون بزرگ حامل طیور زنده که از پیشاور به سمت پاراچنار در حال حرکت بوده تا ضمن شکستن محاصره‌ی وهابیون و طالبان پاکستان، خود را به مردم قحطی‌زده‌ی پاراچنار برساند، در بین راه توسط دشمنان اهل بیت علیهم‌السلام متوقف شده و سرنشینان آن کشته و تمام محموله‌ی آن نیز به غارت رفت.

این گزارش می‌افزاید؛ در چند روز گذشته، دولت پاکستان نیز در هم‌راهی با طالبان و تحت فشار گذاشتن بیش‌تر شیعیان پاراچنار، تنها مسیر مخابراتی مردم منطقه‌ با یک‌دیگر و دیگر ملل دنیا که استفاده از سیم کارت‌های افغانی بود را از طریق تکنولوژی‌های متداول، مختل کرده و دیگر امکان ارتباط تلفنی با پاراچنار و مناطق تابعه مقدور نمی‌باشد.

شایان یادآوری است که منطقه‌ی شیعه‌نشین پاراچنار در چند هفته‌ی گذشته، ضمن سخت‌تر شدن محاصره‌ی آن، با آماج حملات ددمنشانه‌ی ناصبیون و دشمنان شیعه مواجه بوده و در این حملات بیش از ۵۰ تن کودک و بزرگ شیعه‌ی پاراچناری مفقود یا به دل‌خراش‌ترین شکل ممکن به شهادت رسیده‌اند.

 

تنهایی پاراچنار سند شرمنده‌گی ماست/ خلاصه‌ی گفت و گو با پای‌گاه خبری-تحلیلی مشرق
سهیل کریمی ، کارگردان مستند «زخم پیوار» که به تازگی از سفر به منطقه‌ی شیعه نشین پاراچنار بازگشته است در گفت و گویی تفصیلی با مشرق به شرح شرایط جان‌خراش شیعیان پاراچنار و جنگ نابرابر آنان با طالبان پرداخت.

به گزارش خبرنگار جهاد و مقاومت مشرق ، سهیل کریمی مستند ساز کشورمان ، در گفت و گویی تفصیلی با مشرق به نقل ناگفته هایی از سفر اخیر خود به منطقه تحت محاصره شیعیان در پاکستان موسوم به پاراچنار پرداخت.
کریمی ضمن بیان نحوه گذشتن خود از حلقه محاصره پاراچنار و رسیدن به این شهر شیعه‌نشین ، با تشریح حقایقی درباره‌ی این منطقه گفت: در ایالت «سرحد » پاکستان نوعی تقسیم‌بندی سیاسی وجود دارد که به آن «ایجنسی» گفته می‌شود و این ایالت چندین ایجنسی دارد.  شهر « پاراچنار » در حقیقت مرکز یکی از ایجنسی‌های ایالت «سرحد » به نام « کورم ایجنسی» می‌باشد. این ایجنسی در مرز با افغانستان است و در حدود یک میلیون نفر جمعیت دارد که ۶۰ درصد آن را شیعیان تشکیل می‌دهند که در پاراچنار و اطراف آن متمرکز هستند. پاراچنار از سال ۲۰۰۷ در محاصره‌ی طالبان و هم‌پیمانان بومی آن قرار داشته و مردم آن در فشار و تنگ‌نای عجیبی قرار دارند.

سهیل کریمی که برای ساخت مستندی با نام «زخم پیوار» به پاراچنار سفر کرده بود، درباره‌ی مصائب شیعیان این منطقه گفت: تصور شرایطی که این مردم در آن زنده‌گی می‌کنند برای ما ایرانی‌ها و حتا دیگر مسلمانان جهان بسیار دشوار و حتا به زعم بنده غیرممکن است. مثلا شما می‌توانید فکرش را بکنید که وقتی صبح برای رفتن به دنبال رزق و روزی زن و بچه‌تان از خانه بیرون می روید، جلوی در خانه‌‌تان پای‌تان روی مین برود؟ این اتفاق طی سه سال گذشته  در شهر پاراچنار بسیار طبیعی است.
طالبان جلوی در خانه مردم مین می‌گذارد و تا به حال با همین روش کلی هم تلفات ایجاد کرده. ان‌شاءالله در مستند « زخم پیوار » خواهید دید که در پاراچنار، در وسط زندگی مردم ، منطقه‌ای وجود دارد که زیر آتش تک‌تیراندازان طالبان است و مردم برای عبور از آن‌جا باید دولا شوند و با سرعت بدوند و تا به حال هفت نفر هم در آن‌جا به تیر تک‌تیراندازان شهید شده‌اند. من هنگام عبور از این دالان مرگ به یاد وقایع جنگ‌های داخلی لبنان و محاصره‌ی سارایوو افتادم که تک تیراندازان دشمن مردم را در وسط شهر شکار می‌کردند.

کارگردان مستند زخم پیوار افزود: طالبان در سه سال گذشته ده‌ها‌ روستای تابعه‌ی پاراچنار را با خاک یک‌سان نموده و اهالی آن را شهید و آواره کرده اند. این مردم مظلوم در این سه سال بیش ۱۳۰۰ شهید و پنج هزار مجروح داده‌اند. در پاراچنار هر کجا که سر بچرخانی جان‌بازان جنگی را می‌بینی که اغلب یا روی مین رفته اند یا در گلوله باران شهر  توسط طالبان مجروح شده اند. علاوه بر این ها بیش از ۱۵۰۰ زن و بچه به علت شرایط محاصره و عدم امکان انتقال به بیمارستان و نرسیدن خدمات حیاتی اولیه جان خودشان را از دست داده‌اند.
سهیل کریمی با اشاره به بایکوت خبری وقایع پاراچنار در رسانه های منطقه و حتا ایران ادامه داد: ‌دولت پاکستان که کم‌ترین سرویسی به این مردم نمی دهد، آشکارا با جریان محاصره هم‌اهنگی دارد. هیچ کس در پاراچنار باور نمی کرد که ما از ایران آمده و زنده به آن جا رسیده باشیم. همه می گفتند  سالم گذشتن شما از حلقه محاصره یک معجزه بوده. حقیقتا هم همین‌طور بود.
ما با یک فروند هواپیمای دو موتوره خصوصی و به طور معجزه آسایی وارد حلقه محاصره شدیم. وقتی داخل هواپیما عطسه می کردیم واقعا وضعیتی پیش می آمد که فکر می کردیم الان است که هواپیما سقوط کند. حالا ببینید مردمی که راه زمینی شان کاملا مسدود است و راه هوایی شان هم این مدلی ست چه می کشند. این بندگان خدا هم با طالبان می جنگند ، هم از شر ارتش پاکستان در امان نیستند. هلی کوپتر های ارتش پاکستان هر وقت که متوجه خطوط دفاعی رزمندگان پاراچنار شده ، با آتش‌باران آنان، حسابی از خجالت‌شان درآمده  است.
وی افزود: سرویس امنیتی پاکستان از اصلی ترین عوامل تشدید محاصره است و تا می تواند اجازه تحرکات دفاعی مردم پاراچنار را می گیرد. اسم‌ش این است که این ها مردم پاکستان هستند اما دولت از دادن برق درست و حسابی هم به این ها عاجز است ، امنیت و خدمات اجتماعی که هیچ. تازه این مظلومان بی پناه باید مواظب باشند که به دست ارتش شهید نشوند. اسلحه و مهمات درست و حسابی هم که ندارند. هرچه در دستشان است در جنگ با طالبان غنیمت گرفته اند. می بینید که چه شرایط عجیبی در آن جا حاکم است! گرچه در پاکستان اساسا شیر تو شیر منحصربفردی وجود دارد اما آن چه در پاراچنار می گذرد واقعا مو را بر تن انسان راست می کند.
کریمی اظهار داشت: ما در پاراچنار مسؤولیت حفظ جان‌مان با خودمان بود. البته در حقیقت آن جا جان هر کس پای خودش است اما میزبانان ما با تمام توان از ما حفاظت می کردند، با این وجود شرایط به گونه ای بود که ما را هم به سلاح انفرادی مسلح کردند و هر کدام از ما در اکثر اوقات با یک قبضه کلاشینکوف تردد می کردیم تا اگر اتفاقی افتاد و  بر و بچه های پاراچناری از میان رفتند ، بتوانیم تا یک حدی از خودمان دفاع کنیم.

مستند ساز و مسؤول کانون مستند سازان جهادی در بخش دیگری از این گفت و گوی تفصیلی گفت: جمهوری اسلامی بخواهد یا نخواهد در برابر سرنوشت تمام مسلمانان جهان مسؤول است ، خاصه این مردم مظلوم که بیخ گوش خودمان هستند و عاشقانه ایران را دوست دارند. آقایان مسؤو‌چه جوابی در پیش‌گاه خدا دارند برای تنها رها کردن این بی پناهان که چشم امیدشان تنها و تنها به ما است؟ ما حتا اخبار کشت و کشتارهای پاراچنار را درست منعکس نمی کنیم و برای این کارها دلایلی هم اقامه می کنیم که از اساس دروغ است.
کریمی افزود: هر جا می روی و می گویی چنین جایی هم وجود دارد می گویند جنگ قبیله ای است ، اختلاف آب و زمین است و … به هیچ وجه این طور نیست. این مردم دارند چوب دل‌بسته‌گی‌شان به انقلاب اسلامی و نظام اسلامی را می خورند.
گوشه گوشه شهر پاراچنار پر است از تصاویر امام و آقا و احمدی نژاد. اسم « رهبر معظم » که می آید این مردم چنان منقلب می شوند که قابل وصف نیست. در مراسم مذهبی و مجالس‌شان برای آقا و نظام جمهوری اسلامی دعا می کنند و برای شهید مطهری و شهید بهشتی فاتحه می فرستند ، این ها در حالی است که اساسا امکان هیچ ارتباطی با ایران ندارند.
به گفته کریمی بیش از بیست سال پای هیچ ایرانی مسؤول و غیر مسؤولی به پاراچنار نرسیده . آخرین هیات ایرانی که رسما‌ به پاراچنار رفته شهید آوینی و هم‌راهان‌ش هستند که سال ۶۸ به آن جا رفتند و هنوز هم بعضی از مسن تر های پاراچنار از آن ها به خوبی و نیکی یاد می کنند. تنهایی پاراچنار سند شرمندگی ما است.

/ 0 نظر / 9 بازدید