حرف دل

سلام .

نمی دانم شاید اشتباه می کنم، شاید

این زمانه حرف از دل نمی توان زد بنظر می رسد این زمانه دل یعنی کشک عاطفه ها در تاریکی دنیازدگی ها گم شده . دیگر کسی کسی را باور ندارد ، اکثرا می دانیم که تنها راه نجات اسلام است ولی اقلیتی هم نمی توان پیدا کرد که عمل کند.

دیگر کسی عشق کسی را باور نمی کند، شاید نشانه اش آن است که می خواهند با پول و چک و مهریه بالا و امثالهم عشق و عاطفه و دوست داشتن را تضمین کنند . این شاید یک نشانه از دور شدن از دلهای پاک باشد . راستی! آیا این زمانه هم می توان پاک بود ؟ یا اینکه باید سر به زمین زد و با چاه سخن گفت .

آری با تو نمی توان از دل ، از دوست داشتن ، از عشق سخن گفت ؛ شاید بخاطر آنست که پرده های تاریکی جلو دیدگانت را گرفته باشد.

آیا تو عشق را باور می کنی ؟

آیا بخاطر این نیست که عشق حقیقی از آن خداست و این عشق ها عاقبت به کشکی شدن ختم می شود ؟  البته می دانیم که این عشق های زمینی را باید در راستای اطاعت از حق تعالی و بخاطر او باور کنیم و عمل کنیم که اگر غیر از این باشد کشک می شود .

می دانم این سخنها این زمانه تمسخر آمیز است

نمی دانم شاید در  آستانه باور دل تنها باشم ، نمی دانم

حرف دل بسیار است ولی مجالش و مخاطبش کم .

بیا ای انسان پاک دل که در سنگر عاطفه ها سخن از عشق بگوییم بیا .

 در پناه حق .

/ 0 نظر / 8 بازدید